میلاد - کافه تنهایی

میلاد

ناگهان
عشق
آفتاب‌وار
نقاب برافکند
و بام و در
به صوتِ تجلی
درآکند،
شعشعه‌ی آذرخش‌وار
فروکاست
و انسان
برخاست.

[ احمد شاملو ]

بازدید : 355
برچسب ها : , ,
اشتراک مطلب :
اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در گوگل پلاس اشتراک گذاري در فیس نما ايميل کردن اين مطلب

  • گلبهار :

    .** توکل بر خدایت کن.
    .کفایت میکند حتما **.

    .**اگر خالص شوی با او.
    .صدایت میکند حتما **.

    .** اگربیهوده رنجیدی.
    .از این دنیای بی رحمی **.

    .** به در گاهش قناعت کن.
    .عنایت میکند حتما **.

    ‌ .** دلت درمانده میمیرد.
    اگر غافل شوی از او **.

    .** به هروقتی صدایش کن.
    .حمایت میکند حتما **.

    ‌ .** خطا گر میروی گاهی.
    ‌‌ .به خلوت توبه کن حتما **.

    .** گناهت ساده میبخشد.
    .رهایت میکند حتما **.

    .** به لطفش شک نکن
    .اگر دنیا حقیرت کرد **.

    .** تو رسم بندگی آموز.
    ‌‌‌‌‌ .حمایت میکند حتما‌**.

    ★ خدایی را پرستش کن که هردم بهترینهارا عطایت میکند حتما ★

  • گلبهار :

    غزلى زیبا از فاضل نظری،
    سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
    افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟
    من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل
    روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟
    هرکس به تو از شوق فرستاد پیامی
    من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی
    مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
    رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟
    تنهایی و رسوایی ، بی‌مهری و آزار
    ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی


  • :tk :td :ss :se :sd :s :q :pr :n :lv :gm :flr :ej :df :d :cs :cn :cl :ck :c :bk :be :ay :ag :_ :-d :)) :)

    موضوعات

    آخرین نوشته ها

    

    آخرین دیدگاه ها

    طراحی و اجرا
    تمامی حقوق محفوظ می باشد
    آنلاین