تعطیل است - کافه تنهایی

تعطیل است

به آسمان خیره شوی
می دانی؟

یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

“حسین پناهی”

بازدید : 698
برچسب ها :
اشتراک مطلب :
اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در گوگل پلاس اشتراک گذاري در فیس نما ايميل کردن اين مطلب

  • گلبهار :

    ناممکن است که احساس خود را نسبت به تو با واژه ها بیان کنم
    اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام
    با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم
    واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند
    گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم
    می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم ..
    آن گاه که با توام
    احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند
    آن گاه که با توام
    چو گلی هستم که گلبرگ های زندگی را شکوفا می کند
    آن گاه که با توام
    چون امواج دریا هستم
    که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند
    آن گاه که با توام
    رنگین کمانی پس از توفانم
    که پرغرور رنگ هایش را نشان می دهد
    آن گاه که با توام
    گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته است
    اینها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است
    شاید واژه عشق را ساخته اند
    تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند
    اما باز هم این واژه کافی نیست
    با این همه چون هنوز بهترین است
    بگذار بگویم و باز بگویم که
    بیش از عشق بر تو عاشقم …

    { سوزان پولیس شوتز }

  • گلبهار :

    بگذار از انسان‌هایی که ما را شاد می‌سازند ، قدردانی کنیم ؛
    آنها باغبانانی دوست داشتنی هستند که روح ما را شکوفا می‌سازند …

    { مارسل پروست }

  • گلبهار :

    موضوع غم انگیز در مورد زندگی ،
    کوتاه بودن آن نیست …
    آن است که ،
    ما زندگی را خیلی دیر شروع می کنیم …

  • گلبهار :

    قسمت نشد که لحظه غمگین رفتنت
    با اشک ها مسیر تو را شستشو کنم
    بوسیدنت که هیچ
    بغل کردنت که هیچ
    حتی نشد تو را
    یک دل سیر بو کنم
    از یادها گذشتی و
    در بادها گم شدی
    حالا حضور تو را کجا جستجو کنم
    قسمت نشد،
    تو رفتی و من ماندم که باز
    باقیمانده عمر، تو را آرزو کنم.

    “مریم شفیعی”


  • :bye: 
    :good: 
    :negative: 
    :scratch: 
    :wacko: 
    :yahoo: 
    B-) 
    :heart: 
    :flr 
    :-) 
    :whistle: 
    :yes: 
    :cry: 
    :mail: 
    :-( 
    :unsure: 
    ;-) 
     

    معادله امنیتی را تکمیل کنید ( به عدد ) :

     

    موضوعات

    بایگانی شمسی

    

    تقویم شمسی

    بهمن ۱۳۹۶
    ش ی د س چ پ ج
        اردیبهشت »
     1234567891011121314151617181920212223242526272829  
    طراحی و اجرا
    تمامی حقوق محفوظ می باشد