دلتنگی بایگانی - کافه تنهایی

تو می آیی …

تو می آیی

تو می آیی
کابوسم را تعبیر کردند
به نیامدنت
و من خوب می دانم
همه خواب هایم وارونه اند
تو می آیی….

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

ما بدهکاریم به یکدیگر …

ما بدهکاریم به یکدیگر

ما بدهکاریم به یکدیگر
دلم ابریست..
در هوای رنگین کمان کودکی
برای رنگ بازی هایش!

یکدیگر را رنگی میکردیم
اما هرگز
کسی را رنگ نمیکردیم!
ما بدهکاریم
به یکدیگر
و به تمام ” دوستت دارم ” های نا گفته ای
که پشت دیوار غرورمان ماندند
و ما آنها را بلعیدیم
تا نشان دهیم منطقی وبی نیاز هستیم…

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

رسم زندگی این است …

رسم زندگی این است

empty bench

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی
به همین سادگی!
او رفته است و همه چیز تمام شده است
مثل یک مهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟ این رسم زندگیست
تو نمیتوانی آن را تغییر دهی
پس تنها آواز بخوان!
این تنها کاریست که از دست تو برمی آید،
آوازی بخوان! ​

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

چقدر شکستن سخت است !

چقدر شکستن سخت است !

تنهایی
آنروز
تازه فهمیدم
در چه بلندایی آشیانه داشتم
وقتی از چشمهایت افتادم
هنوز دست و پای دلم درد می کند …
چقدر شکستن سخت است !
وقتی تو داری نگاه می کنی …

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

دلـــم گرفتــــه برایــــت

دلـــم گرفتــــه برایــــت

دلـــم گرفتــــه برایــــت

دلـــم گرفتــــه برایــــت
حدیث سـاده عشـق است…
سلیــس و ســاده بگویم
دلــم گرفـــته برایـــت…

موضوع :

بعد از تو!

بعد از تو

بعد از تو
به من چه بعد از تو؛او می آید‏!

مشکل از قواعد دستوریست‏!‏‏!‏‏!‏

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

کافه های بعد از ظهر

کافه بعد از ظهر

کافه بعد از ظهر
روزها پر و خالی می شوند ,

مثل فنجان های چای

در کافه های بعد از ظهر !!!

اما …

هیچ اتفاق خاصی نمی افتد!

اینکه مثلا تو ،

ناگهان …

در آن سوی میز نشسته باشی !

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

هر روز از خودم میپرسم؟

هر روز از خودم میپرسم؟

عاشقانه
و من هر روز از خودم میپرسم؟!!

اینها که میگویند نوشته هایم زیباست !…

اگر ..

چشمهای تـــــــو را می دیدند !

چه می گفتند !!؟؟

“جا داره روز دختر رو هم به تمامی بانوان این مرز و بوم تبریک گفته
و بیافزاییم که در این روز زیبا از خداوند متعال سعادت، سربلندی و موفقیت را برایتان آرزومندیم”

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

تو به اندازه تنهایی من شاد بمان!

تو به اندازه تنهايی من شاد بمان

عاشقانه

من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم

و به اندازه هر برق نگاهت نگران

تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . .

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

اگر از عاشقانه می نویسم…

اگر از عاشقانه می نویسم

عاشقانه
من اگر از عاشقانه می نویسم
نه عاشقم و نه معشوق کسی!
فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند…
در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،،،
فقط تمرین آدم بودن می کنم!!!
همین…

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

سیاه و سرکش و پیچیده

سیاه و سرکش و پیچیده

سیاه و سرکش و پیچیده

جهان چیزی شبیه موهای توست
سیاه و سرکش و پیچیده،
و فکر کن چه بد بختم من
که به نسیمی حتی،
جهانم آشوب می شود…

“کامران رسول زاده”

موضوع :

در نگــاهت چیزیست…

در نگــاهت چیزیست

عاشقانه
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مثل آرامش بعد از یک غم..
مثل پیدا شدن یک لبخند..
مثل بوی نم بعد از باران..
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مــن به آن محتاجم ..

موضوع :

کاش می دانستی …

کاش می دانستی

کاش می دانستی
کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،
حرف هایم حرف است،
خنده هایم… خنده هایم حرف است.
کاش می دانستی،
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.
کاش می دانستی، کاش می فهمیدی،
کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند،

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند
من کمی زودتر از خیلی دیر
مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد
تو نترس
سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد
کاش می دانستی
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست
تازه خواهی فهمید
مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست.

دسته بندی : مطالب عاشقانه
موضوع :

شاید او تنهاتر از من باشد

شاید او تنهاتر از من باشد

تنها و عاشق
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم ،

شاید او تنهاتر از من باشد … !

” به یاد همه دوستان و هم کافه ای های قدیمی و جدید “

موضوع :

و تو رفتی و هنوز …

عاشقانه - قایق

عاشقانه - قایق
“سیب”
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

“حمید مصدق”

موضوع :





صفحه 1 از 212

موضوعات

آخرین نوشته ها



آخرین دیدگاه ها

طراحی و اجرا
تمامی حقوق محفوظ می باشد
آنلاین