مطالب و اشعار شاد بایگانی - کافه تنهایی

زنــــــــــانه عاشـــق شو

عشق
عشق

عشق

زنــــــــــانه عاشـــق شو
مــــــــــردانه از عشقت محـــــافظت کن
و کودکــــــانه ســــالهای ســــــــال عشقت را تـــــــازه نگهدار

بازدید : 313

همیشه …

زیبایی ها
زیبایی ها

زیبایی ها

همیشه سعی کـن لبخـنـد بر لبانت

عـشـق در قـلبـت

لطـف در نگاهت

محـبت در چهــره ات

بخـشش در رفـتارت

و حـق در زبانت جـاری باشـد و بـس

بازدید : 318

جزیرۀ گنجی …

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

علاقه ام
جمع آوری شعر
از چشم های توست

بازدید : 747

شعر توئی …

متن عاشقانه
متن عاشقانه

متن عاشقانه

من :
نه شاعرم
و نه شعر می گویم
پروانه ام
بی قرار گل
شعر توئی
که یک مصرع عطر تو
در خیال دفتر من
صد گلستان برویاند

بازدید : 427

آرزوی هر روز من است …

آرزوی هر روز من است

آرزوی هر روز من است
تنها

برنا مه ای که تکرارش

آرزوی هر روز من است

پخش زنده ی

نگاه توست…

بازدید : 1682

تمامی رنگ ها مال تو …

تمامی رنگ ها مال تو

تمامی رنگ ها مال تو
تمامی رنگ ها مال تو

سیاهی چشمانت برای من!

می خواهم آسمانی بسازم برای خودم

تا با هر نگاه تو موجی از ستاره ها زاده شوند

با بوسه ات بر پیشانیم ماه بخندد

و آغوشت کهکشانی آرام برای من باشد

تا تو هستی دنیای من هیچ کم ندارد …

بازدید : 2438

همین خنده‌های ساده‌ی توست …

همین خنده‌های ساده‌ی توست

همین خنده های ساده توست
عشق
همین خنده‌های ساده‌ی توست
وقتی
با تمام غصه‌هایت
می‌خندی
تا از تمام غصه‌هایم
رها شوم

بازدید : 1209

همین که بخندی …

همین که بخندی

همین که بخندی
برای پریدن

لازم نیست پرنده باشم

همین که بخندی،

بال در میاورم..

بازدید : 820

یک بغل عشق

Angelheart3lg

یک بغل عشق
یاد من باشد فردا دم صبح ،

به نسیم از سر صدق سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش نگردد فردا …

زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم در دل ،

لحظه را دریابم …

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی خودم ، عرضه کنم …

یک بغل عشق از آنجا بخرم …!

بازدید : 1879

چه لحظه ی دل انگیزیست …

عاشقانه

عاشقانه
چه لحظه ی دل انگیزیست
آنگاه که می بینی برای عشقت ، معشوقی…

بازدید : 1317

با تو درنگ میکنم …

با تو درنگ میکنم

با تو درنگ می کنم
کیستی که من اینگونه به اعتماد
نام خود را با تو میگوییم
کلید خانه ام را در دستت میگذارم
نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو اینچنین ارام
به خواب میروم
کیستی که من اینگونه به جد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ میکنم

“احمد شاملو”

بازدید : 1790

سیاه و سرکش و پیچیده

سیاه و سرکش و پیچیده

سیاه و سرکش و پیچیده

جهان چیزی شبیه موهای توست
سیاه و سرکش و پیچیده،
و فکر کن چه بد بختم من
که به نسیمی حتی،
جهانم آشوب می شود…

“کامران رسول زاده”

بازدید : 1930

دوشیزه تر از حقیقت…

دوشیزه تر از حقیقت

دوشیزه تر از حقیقت

در زیر باران ابریشمین نگاهت
بار دگر
ای گل سایه رست چمنزار تنهایی من
چون جلگه ای سبز و شاداب گشتم
درتیرگی های بیگانه با روشنایی
همراز مهتاب گشتم
امشب به شکرانه بارش پر نثار نگاهت
ای ابر بارانی مهربانی
من با شب و جوی و ساحل غزل می سرایم
زین خشک سالان و بی برگی دیرگاهان
تا جوشش و رویش لحظه های ازل می گرایم
در پرده عصمت باغ های خیالم
چون نور و چون عطر جاری ست
شعر زلال نگاهت
دوشیزه تر از حقیقت
آه ای نسیم سخن های تو
نبض هر لحظه ی زندگانی
در نور گلهای مهتاب گون اقاقی
در سکوت این خیابان
با من دمی گفت وگو کن
از پاکی چشمه های بلورین کهسار
وز شوق پوینده ی آوان بیابان
از دولت بخت شیرین
دراین شب شاد قدسی
پیمان خورشید چشم تو جاوید بادا

“محمدرضا شفیعی کدکنی”

بازدید : 309

پای بردار که از خانه برون باید رفت

پای بردار که از خانه برون باید رفت

عاشقانه
ای به تقویم دلم از همه تکرارترین
یار را در شب تردید خریدارترین
پای بردار که از خانه برون باید رفت
مست و آشفته به صحرای جنون باید رفت
باید از چشمه ی اشراق وضو تازه کنیم
مکتب عشق در این شهر پر آوازه کنیم
ما همانیم که عاقل به ره خانه شدیم
جامه ی عقل دریدیم و به میخانه شدیم
پس بیا در سفر صبح نمک گیر شویم
در دل شعله ور عشق به زنجیر شویم
خیز تا جلگه ی آیینه سفر باید کرد
در میان شب این قوم سحر باید کرد
دگر از رعشه شبهای جنون باکی نیست
از تب و زلزله و آتش و خون باکی نیست
جرعه ی صبر بنوشید که ره در پیش است
عود و اسپند بیارید که مه در پیش است
ره دراز است در این شب نفسی تازه کنید
شهر طوفان زده ی عشق پر آوازه کنید

“اسماعیل اسفندیاری”

بازدید : 808

سلامی دوباره خواهم داد

عاشقانه

عاشقانه
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه
به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پُر عشق ایستاده
سلامی دوباره خواهم داد

بازدید : 766





صفحه 1 از 212

موضوعات

آخرین نوشته ها



آخرین دیدگاه ها

طراحی و اجرا
تمامی حقوق محفوظ می باشد
آنلاین