يكي را دوست داشته است... - کافه تنهایی

یکی را دوست داشته است…

زندگی ام را به پای کسی گذاشتم …
که دوستش می داشتم ولی …
او هیچ وقت مرا دوست نداشت ..
و به او حق می دهم!
شاید او هم مانند من
یکی را دوست داشته است…

دسته بندی : مطالب عاشقانه
بازدید : 274
برچسب ها :
اشتراک مطلب :
اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در گوگل پلاس اشتراک گذاري در فیس نما ايميل کردن اين مطلب

  • sara :

    دیدگان تو در قاب اندوه
    سرد و خاموش
    خفته بودند
    زودتر از تو ناگفته ها را
    با زبان نگه گفته بودند
    از من و هرچه در من نهان بود
    می رمیدی
    می رهیدی
    یادم آمد که روزی در این راه
    ناشکیبا مرا در پی خویش
    میکشیدی
    میکشیدی
    آخرین بار
    آخرین لحظه تلخ دیدار
    سر به سر پوچ دیدم جهان را
    باد نالید و من گوش کردم
    خش خش برگهای خزان را
    باز خواندی
    باز راندی
    باز بر تخت عاجم نشاندی
    باز در کام موجم کشاندی
    گر چه در پرنیان غمی شوم
    سالها در دلم زیستی تو
    آه هرگز ندانستم از عشق
    چیستی تو؟
    کیستی تو؟
    فروغ فرخزاد


  • :tk :td :ss :se :sd :s :q :pr :n :lv :gm :flr :ej :df :d :cs :cn :cl :ck :c :bk :be :ay :ag :_ :-d :)) :)

    موضوعات

    آخرین نوشته ها

    

    آخرین دیدگاه ها

    طراحی و اجرا
    تمامی حقوق محفوظ می باشد
    آنلاین