رباعی بایگانی - کافه تنهایی

در ماتم صبحی

دردا که بهار عیش ما آخر شد

دوران گل از باد فنا آخر شد

شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما

افسانه افسانه سرا آخر شد

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 207

آرزو

کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد

وین روز مفارقت به شب می‌آمد

آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست

ای کاش که جان ما به لب می‌آمد

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 169

مسعود

مسعود که یافت عز و جاه از لاهور

تابید چو نور صبحگاه از لاهور

سالار سخنوران بتازی و دری است

خواه از همدان باشد و خواه از لاهور

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 123

بیدادگری

از ظلم حذر کن اگرت باید ملک

در سایهٔ معدلت بیاساید ملک

با کفر توان ملک نگه داشت ولی

با ظلم و ستمگری نمی‌پاید ملک

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 146

سوختگان

هر لاله آتشین دل سوخته ای است

هر شعله برق جان افروخته ای است

نرگس که ز بار غم سرافکنده به زیر

بیننده چشم از جهان دوخته ای است

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 125

اندوه مادر

آسودگی از محن ندارد مادر

آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش

ورنه غم خویشتن ندارد مادر

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 138

جدایی

ای بی خبر از محنت روز افزونم

دانم که ندانی از جدایی چونم

باز آی که سرگشته تر ازفرهادم

دریاب که دیوانه تراز مجنونم

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 128

شباهنگ

از آتش دل شمع طرب را مانم

وز شعله آه سوز تب را مانم

دور ازلب خندان تو ای صبح امید

از ناله زار مرغ شب را مانم

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 167

مردم چشم

بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم

بنشست ز دوریت به خون مردم چشم

افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک

در چشم منی عزیز چون مردم چشم

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 148

ناله بی اثر

ای ناله چه شد در دل او تاثیرت

کامشب نبود یک سر مو تاثیرت

با غیر گذشت و سوخت جانم از رشک

ای آه دل شکسته کو تاثیرت؟

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 140

خانه به دوش

چون ماه نو از حلقه به گوشان توایم

چون رود خروشنده خروشان تو ایم

چون ابر بهاریم پراکنده تو

چون زلف تو از خانه به دوشان تو ایم

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 146

دیار شب

جانم به فغان چو مرغ شب می آید

وز داغ تو با ناله به لب می آید

 

آه دل ما از آن غبار آلود است

کاین قافله ازدیار شب می آید

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 139

لعل ناب

خم گشت به لعلگون شراب آبستن

پیمانه بآتشین گلاب آبستن

 

ابری است صراحی که بود گوهربار

ماهی است قدح بآفتاب آبستن

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 163

افسونگر

یا عافیت از چشم فسونسازم ده

یا آن که زبان شکوه پردازم ده

یا درد و غمی که داده‌ای بازش گیر

یا جان و دلی که برده‌ای بازم ده

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 144

نوشین لب

گلبرگ یه نرمی چو بر و دوش تو نیست

مهتاب به جلوه چون بنا گوش تو نیست

پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست

آتشکده را گرمی آغوش تو نیست

دسته بندی : رباعی, رهی معیری
بازدید : 159





صفحه 1 از 212

موضوعات

آخرین نوشته ها



آخرین دیدگاه ها

طراحی و اجرا
تمامی حقوق محفوظ می باشد
آنلاین