قیصر امین پور بایگانی - کافه تنهایی

بگذار باز هم به تو برگردم …

تنها

 

تنها

تنها

این روزها
که جرأت دیوانگی کم است،
بگذار باز هم به تو برگردم..
بگذار دست کم،
گاهی
تو را به خواب ببینم،
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار…

بگذریم!
این روزها،
خیلی برای گریه دلم تنگ است..

 

“قیصر امین پور​”

بازدید : 889

تا نگاه می کنی …

تا نگاه مي کني

حرفهای ما هنوز ناتمام…
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی…
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

“قیصر امین پور”

بازدید : 895

در انتظار تو!

در انتظار تو

در انتظار تو

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
ومن چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته
ایستاده ام
وهمچنان
به نرده های
ایستگاه رفته
تکیه داده ام…!

“قیصر امین پور”

بازدید : 1948

بگذار در خیال تو باشم!

بگذار در خیال تو باشم!

بگذار در خیال تو باشم!
این روز‌ها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم!
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار…

بگذریم!

“قیصر امین پور”

بازدید : 690

ناگهان چقدر زود دیر می شود

t

متن عاشقانه

ناگهان چقدر زود دیر می شود !…

حرفهای ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !

پیش از انکه با خبر شوی

لحظه ی عظیمت تو نا گزیر می شود

ای…

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می شود!

“قیصر امین پور”

ارسال کننده : گلبهار

بازدید : 4472

رسم شقایق

Love-Wallpapers--p30day

تنهایی

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود

اگر دفتر خاطرات طراوت پر از رد پای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خالی نبود

اگر عادت عابران بی‌خیالی نبود

اگر گوش سنگین این کوچه‌ها

فقط یک نفس می‌توانست

طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد

اگر آسمان می‌توانست، یک‌ریز

شبی چشم‌های درشت تو را جای شبنم ببارد

اگر رد پای نگاه تو را باد و باران

از این کوچه‌ها آب و جارو نمی‌کرد

اگر قلک کودکی لحظه‌ها را پس‌انداز می‌کرد

اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را

برای کسی باز می‌کرد

و می‌شد به رسم امانت

گلی را به دست زمین بسپریم

و از آسمان پس بگیریم

اگر خاک کافر نبود

و روی حقیقت نمی‌ریخت

اگر ساعت آسمان دور باطل نمی‌زد

اگر کوها کر نبودند

اگر آبها تر نبودند

اگر باد می‌ایستاد

اگر حرفهای دلم بی اگر بود

اگر فرصت چشم من بیشتر بود

اگر می‌توانستم از خاک

یک دسته لبخند پرپر بچینم

تو را می‌توانستم ای دور

از دور

یک بار دیگر ببینم

“از زنده یاد قیصر امین پور”

بازدید : 1948

خسـته‌ام از این کویر

i-am-tired-of-the-desert
i-am-tired-of-the-desert
دستِ خستهِ مرا،
مثــل کودکــی بگـیر…
با خودت مرا ببر،
خسـته‌ام از این کویر…!!!
[قیصر امین پور]
بازدید : 237





موضوعات

آخرین نوشته ها



آخرین دیدگاه ها

طراحی و اجرا
تمامی حقوق محفوظ می باشد
آنلاین