لمس کن لحظه هایم را ... - کافه تنهایی

لمس کن لحظه هایم را …

عاشقانه

عاشقانه

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست . . .
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . .
. لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنی ست و عریان . . .
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار . .
. لمس کن لحظه هایم را. . . تویی که نمیدانی من که هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن . .

دسته بندی : مطالب عاشقانه
بازدید : 1573
برچسب ها :
اشتراک مطلب :
اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در گوگل پلاس اشتراک گذاري در فیس نما ايميل کردن اين مطلب

  • هانیه :

    در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
    میرسم با تو به خانه ،از خیابانی که نیست
    می نشینی روبرویم ،خستگی در می کنی
    چای میریزم برایت ،توی فنجانی که نیست
    باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
    باز میخندم که خیلی،گرچه میدانی که نیست
    شعر میخوانم برایت واژه ها گُل میکند
    یاس ومریم میگذارم ،توی گلدانی که نیست
    چشم میدوزم به چشم ات ،میشود آیا کمی؟
    دستهایم را بگیری ،بین دستانی که نیست

  • گلبهار :

    وووووووییی واااایییی چقد کافه عوض شده فکر کردم جای دیگه اومدم خیلی زیبا شده ولی حیف که اخرین دیدگاهها دیگه نیس خیلی زحمت کشیدین دستتون درد نکنه

  • گلبهار :

    وووویییی چرا اینجوری شد چرا باز همه چی مث قبل شد اینجا جن داره :se به جان خودم یه شکل دیگه بود یا خدااا

  • گلبهار :

    سلام کافه چی..مشکلی نیس یعنی بود فعلا رفع شده کافه یه چن دیقه خیلی عوض شده بود فعلا خداروشکر همه چی آرومه

  • پارسا :

    سلام درود برشما
    تغیرات که در صفحه اوردین عالیه… موفق باشید

  • هانیه :

    سلام جناب کافه…دروغ چراواقعیتش یه خورده اینجاشلوغه؛صفحات دیرمیادبالاهرچندازاینترنت پرسرعت استفاده میشه ولی دیرمیاد…من فکرکنم مال بارگرافیکی زیادشه….قالب سبک تری انتخاب کنین لطفا

    • کافه تنهایی :

      سلام

      مشکل از قالب فکر نکنم باشه شاید از سرور باشه ،سعیمون رو می کنیم سرعت رو ببریم بالا و از تصاویر کم حجم تری برای پست ها استفاده کنیم

      لطفا از بینندگان هر کس دیگه هم مشکل داره اعلام کنه که دلیلش رو بررسی و مشکل رو رفع کنیم.

  • گلبهار :

    من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار
    یک عاشـق و دیـوانه و بیمار به دیوار

    تو آن طـــرفِ فاصــِــله ی آجری و من
    یک قاب که چسبیده ام انگار به دیوار

    وقتی که تو یک ضربه زدی وقت قرار است
    من ضـربه و تو ضـربه و دیدار به دیوار

    هربار سرم شانه و آغوش تو را خواست
    من تـکـیه زدم جای تو هـربار به دیوار

    انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری
    مــن گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار

    خوب است میان من و تو واسطه ای بود
    عاشق شدم و کردمـش اقرار به دیوار

    هرچـند که تو رفتی و دیوار ترک خورد
    من ، گوشه ی دیوار و وفادار به دیوار …
    ؟؟؟؟

  • گلبهار :

    ماهى به آب گفتا ،
    من عاشق تو هستم..
    از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!
    آیا تو میپذیرى ، عشق خدائیم را ؟.. تا این که بر نتابى ، دیگر جدائیم را؟!!
    آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
    لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!! باید که خلوتى با ، افکار خود نمایم
    .. اینجا بمان که فردا ، با پاسخت بیایم!!
    ماهی قبول نمود و ، آب روان گذر کرد..
    تنها براى یک شب ، از پیش او سفر کرد!
    ! وقتى که آمدش باز ، تا این که گوید آرى..
    یک حجله دید و عکسى ، بر آن به یادگارى!
    ! خود را ز پیش ماهى ، دیشب که برده بودش.
    . آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!
    نالید و یادش افتاد ، از ماهى آن صدایی.
    . وقتى که گفت با عشق ، میمیرم از جدایى!
    ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی
    .. ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!
    آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
    یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی…


  • :bye: 
    :good: 
    :negative: 
    :scratch: 
    :wacko: 
    :yahoo: 
    B-) 
    :heart: 
    :flr 
    :-) 
    :whistle: 
    :yes: 
    :cry: 
    :mail: 
    :-( 
    :unsure: 
    ;-) 
     

    معادله امنیتی را تکمیل کنید ( به عدد ) :

     

    موضوعات

    بایگانی شمسی

    

    تقویم شمسی

    بهمن ۱۳۹۶
    ش ی د س چ پ ج
        اردیبهشت »
     1234567891011121314151617181920212223242526272829  
    طراحی و اجرا
    تمامی حقوق محفوظ می باشد