عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد ... - کافه تنهایی

عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد …

آنکس که می گفت دوستم دارد
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
بلکه رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت
و صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود
که من گمان می کردم می گوید
دوستت دارم

دسته بندی : مطالب عاشقانه
بازدید : 417
برچسب ها : ,
اشتراک مطلب :
اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در توييتر اشتراک گذاري در گوگل پلاس اشتراک گذاري در فیس نما ايميل کردن اين مطلب


:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:flr 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
 

معادله امنیتی را تکمیل کنید ( به عدد ) :

 

موضوعات

بایگانی شمسی



تقویم شمسی

بهمن ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
    اردیبهشت »
 1234567891011121314151617181920212223242526272829  
طراحی و اجرا
تمامی حقوق محفوظ می باشد